مباهله؛ حقیقتی که در گلوی منکران مانده
  • 1405/03/21 - 18:40
  • - تعداد بازدید: 5
  • - تعداد بازدیدکننده: 4
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه
  • /appsettingFree
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

مباهله؛ حقیقتی که در گلوی منکران مانده

 دکتر زهره اخوان مقدم عضو هیات علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، به مناسبت روز مباهله  طی یادداشتی با عنوان "مباهله؛ حقیقتی که در گلوی منکران مانده"  به خبرگزاری ایکنا نوشت:
۲۴ ذی‌الحجه گرچه به‌عنوان «عید» مشهور نیست، اما فی‌الواقع یکی از اعیاد بزرگ شیعیان است. اگر عید روزی باشد که در آن اتفاق مهمی افتاده باشد، مباهله عید است. اگر عید روزی باشد که متمایز شده و اعمال و عباداتی برای آن مقرر شده، مباهله عید است. اگر عید روزی باشد که در آن بتوان به خدا و پروردگار نزدیک شد و تقرب جست، مباهله عید است. اگر عید روزی باشد، که یکی از فضائل اهل‌ بیت(علیهم السلام) در آن تجلی کرده، مباهله عید است و بلکه از بزرگترین اعیاد. امام رضا(علیه السلام) در جواب مأمون که پرسید بزرگترین فضیلت قرآنیِ علی بن ابیطالب چیست، فرمودند فضیلت مباهله. آیا چنین فضیلت عظیمی نباید به‌عنوان عید بزرگداشت شود؟ و مورد توجه قرار گیرد؟
 
آیه ۶۱ سوره آل‌عمران با عنوان آیه مباهله مشهور است و خداوند می‌فرماید: «فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمُ‏ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْکَذِبِین» یعنی: هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره عیسی مسیح) به تو رسیده، باز کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما نفوس خود را دعوت کنیم، شما هم نفوس خود را؛ آن گاه مباهله کنیم و لعنت خداوند را بر دروغ گویان قرار دهیم.
 
طبق آرای همه مفسران شیعه و غالب مفسران اهل سنت این آیه ناظر بر فضیلت بی‌بدیل امیرالمؤمنین، صدیقه طاهره و حسنین علیهم صلوات الله است. دلائل درون‌متنی و برون‌متنی متعددی در تفسیر این آیة شریفه وجود دارد. سوره آل عمران مدنی بوده و هنگامی نازل شده، که حکومت اسلامی پاگرفته و آوازه‌اش به عالم رسیده‌ است. مسیحیان منطقه نجران، که مژده ظهور آخرین پیامبر را در کتاب دینی خود دیده بودند، و اینک خبر ظهور او به گوش آنان رسیده‌ بود، رهسپار مدینه شدند تا پیامبر را ببینند و سؤال‌های خود را بپرسند. هیئت بزرگی با تشریفات فراوان وارد مدینه شدند. مسلمانان ورود آنها به مسجد پیامبر را خوش نداشتند، ولی پیامبر رحمت فرمودند بگذارید با همان صلیب‌ها و لباس‌های خاص خودشان وارد شوند و عبادت خودشان را انجام دهند. این موضوع، خود به وضوح، اخلاق نیکوی پیامبر و لزوم گفتمان با بزرگان ادیان دیگر را بدون جبهه‌گرفتن، نشان می‌دهد.
 
به هر حال صحبت شروع شد و پیامبر طبق آیات قرآن فرمودند که عیسی(ع) نمی‌تواند پسر خدا باشد و نباید برای خدا شریک و فرزند قائل شوید. گفتگوهایی رد و بدل شد و معلوم بود که مسیحیان نجران بنا ندارند حق را بپذیرند و بر ادعای جاهلانه خود پای فشردند. لذا آیه فوق‌الذکر نازل شد و خدا به پیامبر دستور داد که با آنان مباهله کند. اما با حضور زنان دو طرف و فرزندان دو طرف و خود دو طرف. مباهله در اصطلاح یعنی دو طرف یکدیگر را نفرین کنند که هر کسی دروغگو است، لعنت خدا بر او باد. وقتی پیامبر آنان را به مباهله دعوت نمود، یک شب فرصت خواستند. اسقف اعظم به همراهانش گفت اگر فردا محمد با جمعی از پیروانش آمد، هراسی به دل راه ندهید، اما اگر با خانواده و نزدیکانش آمد، خطر نابودی در انتظار ماست.
 
خبر همه جای مدینه پیچید. فردا شد و جمعیت فراوانی از مسلمانان جمع شده بودند تا ببینند ماجرا به کجا می‌انجامد و مسیحیان نیز با کبکبه و دبدبه آمدند. ناگهان دیدند پنج شخصیت نورانی نزدیک می‌شوند. مردی در جلو که دست دو پسربچه را گرفته، بانویی در پی او و مردی دیگر به دنبال آنان. آنقدر صحنه عظیم و شوکت‌مند بود که توجه همه جلب می‌شد. اسقف بزرگ مسیحیان طبق پیش‌بینی شب قبل، به همراهان گفت: هرگز با اینها مباهله نکنید، چون چهره‌هایی می‌بینم که هر دعایی کنند، مستجاب می‌شود و اگر نفرین کنند، همه ما نابود می‌شویم. لذا با خفت از پیامبر(ص) خواستند که مباهله‌ای در کار نباشد و قرار شد مالیات بدهند و در سایه حکومت اسلامی زندگی کنند، چون در دین اسلام، اکراه و اجبار در انتخاب دین وجود ندارد.
 
مفسران متعددی از اهل سنت این فضیلت را عینا در کتب خود آورده‌اند؛ اما رشیدرضا نویسنده تفسیر «المَنار» شبهه‌های عجیبی مطرح کرده که علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان می‌نویسد: «وقتی این سخنان را می‌خوانیم تعجب می‌کنیم که آیا یک عالم می‌تواند چنین متعصب و حق‌گریز باشد!». (نگارنده این سطور در کتابی با عنوان «مباهله بزرگترین فضیلت، تأملی در آیة مباهله با تکیه بر تفسیر المیزان» همه شبهات را با پاسخ‌هایی از علامه طباطبایی و دیگران، به رشته تحریر درآورده است).
 
یکی از شبهه‌های معروف رشیدرضا این است که در تفسیر خود نوشته: «این داستان فقط در تفاسیر شیعه است و هدف آنها هم از ترویج این دروغ‌ها مشخص است! و آنقدر این داستان را ترویج دادند که عالمان سنی هم گول خوردند و آن را در کتب خود نوشتند!!»
 
در پاسخ او به‌ طور خلاصه دو پاسخ ذکر می‌کنم:
 
اولا این ماجرا در کتب مهم شما اهل سنت آمده، مانند صحیح مسلم از صحاح سته شما؛ صحیح ترمذی از صحاح سته شما؛ المستدرک علی الصحیحین که کمبودهای صحیح بخاری را جبران کرده؛ «تفسیر طبری» که برای شما اهل سنت خیلی معتبر است؛ و نیز «تفسیر کبیر» فخر رازی و «تفسیر القرآن العظیم» از ابن کثیر دمشقی و .... آیا شما اعتراف می‌کنید که همه این عالمان بزرگتان گول می‌خورند و مطالب دروغ و غیر صحیح در کتاب‌های خود می‌آورند ؟؟!!
 
ثانیا اگر چنین است و این کتاب‌ها که بزرگترین منابع شما هستند، چنین عیب بزرگی دارند، چگونه می‌توانید به بقیه مطالب آنها اعتماد کنید؟؟!!
 
به نظر می‌رسد که رد این ماجرا دلیلی جز تعصب ندارند. از آنجا که ماجرای مباهله ناظر بر فضیلت بزرگ اهل‌ بیت پیامبر است و می‌تواند به شکل غیرمستقیم بر موضوع جانشینی پیامبر و خلافت ایشان اثر بگذارد، علت مخالفت با آن روشن است. به قول یکی از محققان معاصر: قرن‌هاست که مانند استخوانی در گلوی پیروان مکتب سقیفه مانده؛ زیرا نه می‌توانند آیه را از قرآن حذف کنند (که اگر می‌توانستند، حذف می‌کردند) و نه می‌توانند مصادیق آیه را انکار کنند (چون اظهر من الشمس است و اصلا داستان دیگری برای آن وجود ندارد) و نه می‌توانند برای انفسنا در آیه مصداق دیگری بیافرینند (چنانچه در برخی فضائل و مناقب امیرالمؤمنین مشابه‌سازی‌هایی انجام دادند) و نه می‌توانند این فضیلت را بپذیرند (چون دلالت بر افضلیت امیرالمؤمنین دارد که در آیه، جان و نفس پیامبر شمرده شده). از این روست که باید شیعیان این روز بزرگ را قدر بنهند و در آن شادی و جشن برپا کنند و نویسندگان در این باب، کتاب بنویسند و شاعران شعر بگویند و هنرمندان، فیلم و انیمیشن بسازند و نقاشان، نقش بیافرینند و مادران و پدران برای فرزندان خود بازگو کنند. امید که با عنایت حضرت ولی‌عصر(عج) همگی توفیق خدمت به مباهله را پیدا کنیم.
 
والسلام علی من اتبع الهدی
 
 
  • گروه خبری : گروه های محتوا
  • کد خبر : 3963
کلمات کلیدی
مریم جعفریان
خبرنگار

مریم جعفریان

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید